قرآنیان

پایگاه تحلیلی

قرآنیان

پایگاه تحلیلی

قرآنیان

﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، ...وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ؛ به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان، ...و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان خودشان کافرند.﴾ (مائده، 44)
پایگاه قرآنیان تلاش می‌کند تا به وسیلۀ قرآن، تصویر بهتری از اسلام نمایش دهد زیرا مسئولین این پایگاه، ایمان راسخ دارند که قرآن به عنوان ثقل اکبر، قطعی الدلالة و همچنین کامل و جامع است. به عبارت ساده‌تر، قرآن فقط کتابی برای داخل طاقچه‌ها نیست بلکه کتابی برای زندگی کردن است. قرآن کتابی محدود به بالای سر مردگان نیست بلکه کتابی کامل در زمینۀ عقاید، فقه، اخلاق و عرفان است.
تأکید می‌شود که کامل و جامع بودن قرآن نه تنها تضادی با پذیرش سنت ندارد بلکه به واسطۀ آیاتی همچون آیۀ اطاعت، هر کسی ادعای قرآنی بودن دارد باید از سنت نیز پیروی کند هرچند سنت نیز مرتبه‌ای از معارف قرآن است و چیزی جدای از قرآن نیست منتها چون کشف این مرتبۀ والا از معارف قرآن در اختصاص معصومین (علیهم السلام) است ما غیرمعصومان به معصومان (علیهم السلام) نیازمندیم.
ضمناً سنت باید قطعی باشد و هر حدیثی قابل قبول نیست؛ به عبارت دیگر، احادیث جعلی که خلاف قرآن یا دیگر علوم مطلق هستند قابل قبول نیستند.
گفتنی است هرچند پایگاه قرآنیان مستقل است اما بیشتر متأثر از نظرات علما و مراجع تقلید قرآن‌محوری همچون علامۀ مجاهد آیت‌الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) است.

پیوندها

مناظره به سبک حسن میلانی!

يكشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۲۴ ق.ظ

حسن میلانی

شخص بالا حسن میلانی نام دارد، وی شدیداً مخالف فلسفۀ اسلامی، عرفان اسلامی و تفسیر قرآن با قرآن است و همچنین مورد حمایت حسن اللهیاری (علیه ما علیه) از مدیران پروژۀ تفرقه‌افکنی بین مسلمین در خارج از کشور نیز هست. همان‌طور که در تصاویر نمایان است حسن میلانی با اینکه لباس روحانیون شیعه را بر تن دارد اما خلاف مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در بحث علمی نیز بسیار تندخو است!

همچنین حسن میلانی اخیراً برخی از مکتوبات علامۀ مجاهد آیت‌الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) را تقطیع کرده و آن مطالب تقطیع شده و ناقص را برای همۀ مراجع تقلید ارسال کرده است و به این طریق فتاوایی دریافت کرده و به طور گسترده نشر داده است تا نشان دهد مرجع تقلید اعلم قرآنی، آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه)، گمراه بوده است!!! این در حالی است که بسیاری از علمای اعلام و مراجع تقلید، آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضون الله تعالی علیه) را تکریم کرده‌اند به طوری که به عنوان مثال، علامه طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه)، الفرقان آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) را مایۀ افتخار تشیع می‌دانستند، حضرت آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئی (رحمة الله علیه)، حکم ایشان را حکم خودشان عنوان کرده و احترام به ایشان را واجب دانسته بودند و امام خامنه‌ای (مد ظله العالی) نیز آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) را عالمی متفکر خطاب کرده و در پی ارتحالشان پیام تسلیتی ویژه ارسال کرده است.

امید که دادگاه ویژۀ روحانیت برخوردش با حسن میلانی و امثال او را جدی‌تر نماید چراکه لباس روحانیت، شأنی دارد که پوشندۀ آن لباس باید آن شأن را مراعات کند.

منبع: پایگاه قرآنیان

نظرات  (۲۱)

سلام قلبا وعلما با این اقا(میلانی)مخالفم .امینجور با روش ژورنالیستی شما!

لطفا اینجوری از عرفای بزگوارما دفاع نکنید خیلی بده

پاسخ:
سلام علیکم
اولاً روش ما ژورنالیستی است چون خودمان ژورنالیست هستیم و صد البته به شغلمان می‌بالیم. ضمن اینکه بهتر است به جای واژه غربی ژورنالیست از واژه داخلی روزنامه‌نگار استفاده شود.
ثانیاً ما از هیچ عارفی در این مطلب نخواستیم دفاع کنیم هرچند افرادی که احیاناً شما آنان را عارف می‌دانید ما اصلاً عارف نمی‌دانیم و انتقادات اساسی به اعتقادات و اعمالشان داریم که اینجا جای بحث در آن مورد نیست.
می شود بگوئید : کدام افراد مشهور به عرفان را عارف نمی دانید و به چه دلیل ؟
پاسخ:
اسم‌ها مهم نیست، رسم‌ها مهم است. مسلماً کسانی که هنوز عقاید درستی ندارند باید در مسلمان بودنشان نیز شک کرد تا چه رسد به عارف بودنشان!
از نظر ما اولاً عقیده به وحدت وجود اشکال دارد. حداقلش این است که این عبارت، عبارت مناسبی نیست! ثانیاً پرداختن به فلسفه در حوزه علمیه مخصوصاً با خوردن از سهم امام اشکال دارد. ثالثاً و از همه مهمتر مهجور ماندن قرآن در معارف اسلامی هرگز قابل قبول نیست و موجب لعن الهی می‌شود.
آیا شما که اسم سایتتان قرآنیان است همان حرف کفانا کتاب الله عمر رو می زنید
پاسخ:
اولاً طبق کتب اهل سنت؛ عمر، «حسبنا کتاب الله» گفته است. «کفانا کتاب الله» را از چه کسی شنیدید؟
ثانیاً می‌توانید کمی وقت بگذارید و مطالب را بخوانید تا متوجه شوید ما هرگز پیرو عمر نیستیم و هرگز برای غیر معصومین، کتاب الله را کافی نمی‌دانیم بلکه طبق آیات و روایات، مسلمانان به ثقل اصغر یعنی دوازده امام (علیهم السلام) نیازمندند. حتی فراتر از آن، مقلدین به فقها نیازمند هستند. خلاصه مطالب ما این است که روایات خلاف قرآن را باید به دیوار کوبید. البته این را همه قبول دارند ولی اکثراً در عمل اینکار را نمی‌کنند.
دوستان ویدئوهای ایشان رو جستجو کنید تا حقیقت روشن شود. از این عکسها از همه میشه گرفت!!!
پاسخ:
دوستانی که بیکارند حتماً بروند تماشا کنند! از این عکس‌ها اگر می‌شد از همه گرفت مطمئناً دیگر این عکس‌ها اینقدر قابل توجه نبود!
رفقا این شیخ حسن میلانی حرفش حقه، خدا و اهلبیت و قرآن رو همونجوری که هس معرفی میکنه، میتونید مناظرات ایشون رو از سایتهای مربوط به ایشون دانلود کنید تا با مکتب ناب اهلبیت آشنا بشید. در ضمن بسیاری از علما و فقها سر درس خارج و دروس دیگه خودشون ممکنه قاطی کنند و چیزی بگند این دلیل بر باطل بودن اونها نیس انسان باس حرفهای اونا رو بشنوه.
پاسخ:
قابل توجه رفقای این آقا ;)
البته این آقا نفرمودند چطور است که اگر افراد دلخواهشان هرطور دلشان بخواهد صحبت کنند عیبی ندارد و باز هم حرفشان حق است اما اگر افراد دیگری حرف بدی هم نزنند بلکه فقط برداشت برخی جاهلان از آن حرف، اشتباه باشد این‌بار دیگر حرفی از اشتباه لپی و تایپی و غیره نیست بلکه تکفیر و فحاشی می‌کنند و بعد هم برای توجیه اعمال شیطانی خودشان متمسک به ریش این و آن می‌شوند! خورشید همیشه پشت ابر نمیمونه آقای لات!
خدا وکیلی کار ندارم به دعوای بین شما
اما از چهارتا عکس می خواهی خشونت و بی ادبی کسی رو ثابت کنی کمال بی انصافی است
پاسخ:
این تصاویر برای اثبات ارائه نشده است بلکه درخواستی برای پیگیری رفتار حسن میلانی و برخورد با او است هرچند از آنجا که این تصاویر از روی فیلم مناظره حسن میلانی با حجت‌الاسلام والمسلمین حسن رمضانی تهیه شده است اگر به بی‌ادبی و خشونت حسن میلانی شک دارید می‌توانید فیلم را مشاهده کنید.
شما اگر به کتابهای استاد میلانی مثل معرفه الله تعالی بالله لا بالاوهام و کتاب فراتر از عرفان و سایر کتب ایشان معراجعه بفرمایید ملاحظه خواهید کرد علاوه بر نقل حدیث از منابع معتبر با سلسله سند معتبر که دارای تواتر معنوی هم میباشد به دهها آیات قرآن هم استناد میفرمایند . پس بهتر است به جای اینکه عکس ایشان را مثل یک متهم فراری نشان دهید طبق ادله قرآنیه جدال احسن بفرمایید.
پاسخ:
اولاً ما لفظ متهم فراری را به کار نبرده‌ایم و اینکه حسن میلانی شبیه متهم فراری است نظر شماست البته نظرتان محترم است!
ثانیاً ما قصد بحث نداشتیم زیرا جواب دروغ‌های حسن میلانی را حجت‌الاسلام والمسلمین محسن نورانی (دامت افاضاته) در کتاب تبیان داده‌اند که با کلیک بر اینجا می‌توانید متن آن را ببینید.
خدمت شما عارضم که زمانی که شما تکلیف این استاد بزرگوار را به دادگاه ویژه حواله میدهید چه معنایی غیر از آنچه به عرض شما رساندم میتواند داشته باشد .
پاسخ:
می‌تواند معنای متهم بودن بدهد نه متهم فراری!

1. از این عکس ها همه دارند.

2. ایشان جدی و پر شور سخن می گوید نه تند و پرخاشگرانه.

3. تندی همیشه بد نیست.

4. به فرض این که نقص اخلاقی باشد چه ربطی به درستی اعتقادات دارد؟

5. ایشان فلسفه و عرفان را ضد اسلام می داند و تفسیر رایج قرآن به قرآن را تفسیر قرآن به رأی می داند نه آن که اسلامی و قرآنی بودن آن را بپذیرد و سپس رد کند.

6. این مخالفت مخصوص ایشان نیست و اکثر علمای شیعه با فلسفه و عرفان و تفسیر غیر مأثور مخالف اند.

7. حسن الله یاری از آیت الله خوئی و علامه مجلسی و علامه حلی و هزاران عالم دیگر هم تمجید می کند. آیا این دلیل بر این است که این علمای بزرگوار هم فکر و هم خط حسن الله یاری اند؟!

8. این گونه تصاویر از بسیاری از علما داریم به خصوص امام خمینی و رهبر معظم انقلاب که با قاطعیت سخن می گویند و دلیل بر تندخویی نیست.

9.  اهل بیت علیهم السلام در موارد بسیار تندی می کردند چون مصلحت بود.

10. طبق قرآن هم حضرت موسی علیه السلام به جهت گوساله پرستی بنی اسرائیل بسیار تند شد. آیا حسن میلانی نباید به خاطر دفاع عرفا از گوساله پرستی تند شود؟!

11. کسی که از دادگاه روحانیت بخواهد به خاطر مخالفت علمی، دیگران را محاکمه و خلع لباس کند چگونه می تواند دم از اخلاق علمی و عدم تندخویی بزند؟

 

 

 

 

پاسخ:
1. پس از همه مخصوصاً آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه)  برایمان بفرستید!
2. حسن میلانی تند و پرخاشگرانه سخن می‌گوید و چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است!
3. تندی همیشه بد نیست ولی تندی نسبت به قرآن و معارف اهل بیت (علیهم السلام) روش دشمنان اسلام است نه دوستدارن اسلام!
4. هرچند ربطی به مطلب ما نداشت و برداشتتان غلط است اما مسلماً مشکل اخلاقی همیشه منجر به انحراف اعتقادی نیز می‌شود و خدا بر دل کسانی که عمل درستی ندارند مُهر می‌زند.
5. اگر فلسفه و عرفان ضد اسلام باشد یعنی نعوذبالله عقلانیت و انسانیت ضد اسلام است! مطالب شما چیزی از کفرگویی کم ندارد.
6. اگر اینطور باشد کلام خدا ظنی و به درد نخور نمی‌شود بلکه در این صورت اکثر علمای شیعه مثل همه علمای سنی منحرف خواهند بود.
7. تعریف از مرحوم آیت‌الله خوئی مطلب عجیبی نیست و همه به بزرگی ایشان در فقه و اصول معترف هستند اما تعریف و تمجید الله‌یاری از شیخکی به نام حسن میلانی واقعاً عجیب و البته قابل تأمل است.
8. به بند یک مراجعه شود.
9. تندی اهل بیت (علیهم السلام) مقدس بود اما تندی معاویه و همانندش چه؟!
10. عرفا هرگز از گوساله‌پرستی دفاع نکردند و نمی‌کنند و کسی که گوساله‌پرست باشد بدون شک کافر است هرچند باز هم نیازی به تندخویی ندارد بلکه بیشتر ترحم برانگیز است. ضمناً این ادعایتان یک تهمت بزرگ به عرفا است و مسلماً در حوزه‌ای وارد شده‌اید که هیچ تخصصی نداشتید و حرفی را نفهمیده‌اید و برداشت غلطی کرده‌اید.
11. به خاطر مخالفت علمی، درخواستی نکردیم بلکه بخاطر مشکل اخلاقی چنین درخواستی کردیم، وقتی امام جعفر صادق (علیه السلام) می‌فرمایند آبروی مسلمان از حرمت کعبه بالاتر است و در مقابل حسن میلانی و نوچه‌هایش نه تنها یک مسلمان بلکه یک مرجع تقلید و بلکه مرجع تقلید اعلم تشیع یعنی علامۀ مجاهد حضرت آیت‌الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) را پس از فوتشان با تهمت‌های گوناگون تخریب شخصیت می‌کنند چه انتظاری دارید؟! شما و علمای مورد نظرتان با این رفتارهای قرون وسطایی فقط و فقط کینه و نفرت در دل دیگر شیعیان می‌کارند و اختلافات را گسترش می‌دهید.
  • علی طلبه ی قم
  • در این عکس ها ؛ واقعا کار تبلیغی شده،

    ایشو روزانه چندین درس دارد،

    اصلا شما میدانید که ایشان چند ده تا کتاب عربی و فارسی نګاشته اند و مبانی رادر آنجا آورده اند بهتره به سایت ایشون مراجعه کنید و از مطالبشون استفاده نمایید  و اګه میتونید مطالبشونرو رد کند با چند تا عکس که کار حل نمیشه

    پاسخ:
    اگر وقت بود، حتماً.
    سلام آقای عزیزی که صاحب وبلاگی
    داشتم مطالب هر دو نظریه رو توی سایتها و وبلاگهای مختلف مرور میکردم که یه نکته از وبلاگ شما خیلی نظرم رو جلب خودش کرد.نظر من کاری به فلسفه نداره ولی خواهش میکنم اول دقت کنید بعد جواب بدید
    اصل مطلب شما معلومه ولی من که تقریبا تمام نظرات رو خوندم دیدم شما هم خیلی تند و باعصبانیت جوانی جواب نظرات رو دادین. بعضی از نظرات که ارزش پاسخ دادن نداره بعضیهاش هم که جواب میخواد نباید اینطوری برخورد کنید.شما که خودتون دارید تندخویی رو سرزنش میکنید خیلی بیشتر باید حواستون جمع باشه
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام علیکم
    به دیده منت. ضمناً پایگاه قرآنیان، وبلاگ نیست!
    سلام علیکم
    خیلی زشت است خود را پشت سر دادگاه ویژه روحانیت و .... قایم کنیم، و از وجاهت دیگران برای دفاع از فلسفه استفاده نماییم.
    بنده این مناظره را کاملا دیدم، خشونتی نبود، جز عجز طرف مقابل جناب میلانی و عدم ارائه پاسخ صحیح و مستدل،
    جناب ،شمایی که مخالفان فلسفه را کافر می خوانی و مشرک، آنجایی که فرمودید :5. اگر فلسفه و عرفان ضد اسلام باشد یعنی نعوذبالله عقلانیت و انسانیت ضد اسلام است! مطالب شما چیزی از کفرگویی کم ندارد.

    بهتر است اولا کمی آستانه تحمل مخالفینت رو بالا ببرید ما هم بچه ولایی و بسیجی هستیم، هم مخالف تصوف،همون تصوفی که حضرت امام ره در اواخر عمر شریفشان حتی در اشعارشان شخصیتهای بزرگشان چون حلاج و غیره را شدیدا کوبیده است،
    دکتر حسن عباسی از تئوریسین های انقلابمان و از مدافعین خط رهبری و ولایت را که می شناسی و ایشان برای همگان آشناست ،
    برو کلیپی که در رد ع فان مصطلح و فلسفه ی صدرایی به استناد نامه حضرت امام در سال عای۶۵ به بعد داره رو ببین
    جرات داری بگی ایشونم ضد فلان و بهمانه؟ چرا شما فلسفه زده های انقدر استاد ننه من غریبم بازی و تهمت و انگ و افترا هستید؟
    خب معلوم است، چون دستتان از ادله و براهین خالیست وگرنه چنین رویکرد زشتی را اتخاذ نمیکردید
    اتفاقا باید از حضرتعالی شکایت شود بهخاطر تشویش اذهان عمومی و افترا به یک عالم شیعی 

    پاسخ:
    سلام علیکم
    اولاً اگر حتی یکبار مطالب این پایگاه را می‌خواندید متوجه می‌شدید که این پایگاه به دنبال دفاع از فلسفه نیست بلکه به دنبال دفاع از قرآن است، قرآنی که جنازه‌اش طلاکوب شده اما روحش در بند است.
    ثانیاً ما کسی را متهم به کفر و شرک نکردیم بلکه اشاره به جهالت برخی داشتیم به امید اینکه خودشان را اصلاح کنند. اما شما، موافقان فلسفه و عرفان را تکفیر کردید و با وهابیون تفاوتی ندارید لذا از یهودیان نیز بدتر هستید چراکه برادران دینی خودتان را تکفیر کردید.
    ثالثاً امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) خودش از استادان فلسفه و عرفان بود و امام خامنه‌ای (مد ظله العالی) نیز از موافقان مسلم فلسفه و عرفان است که این مطالب نیز از روز روشن‌تر است بنابراین قطعاً شما اگر ولایی باشید ولایت رهبران جمهوری اسلامی ایران را قبول ندارید بلکه ولایت افراد دیگری را قبول کرده‌اید.
    رابعاً حسن عباسی بی‌سوادترین چهره‌ای است که می‌شناسیم و تنها سعی دارد با کلمات قلمبه، خود را دانشمند نشان دهد اما حقیقت این است همانقدر که عمو پورنگ تئوریسین انقلاب است، حسن عباسی نیز همانقدر تئوریسین انقلاب است و این مطلب برای کسی که اندکی تعقل کند کاملاً مشهود است.
    خامساً بقیه مزخرفاتتان نیز جدل است که اصلاً ارزش پاسخ دادن ندارد هرچند قبلی‌ها نیز ارزشی نداشت اما چون خواستیم به خوانندگان احترام بگذاریم و بیشتر نظرات را انتشار دهیم، ناچار به پاسخگویی شدیم.
  • حسین بیرانوند
  • با سلام و عرض ادب خدمت شما ادمین گرامی سایت
    نظرات و پاسخهای حضرتعالی رو مطالعه کردم
    برادر گرامی، اگر حرف شما بر حق باشه انقدر نیاز به تندی و مقابله به مثل و جدال نداره
    نباید جواب نظر گذارندگان رو به این شیوه داد
    نه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و نه حضرت قائدنا امام خامنه ای دام ظله دعو و منهج شمارو نمیستایند و تایید ننیکنند،
    پر واضحه که شما هم به شدت چماق تکفیر رو در دست گرفتند و دارید به اسم آسیب شناسی و پاسخ، به طرز نا صحیحی به مخالفینتون مبنازید
    این شیوه ی پسندیده و درستی نیست دوست خوب من

    کر در خانه کس است یک حرف بس است
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ما نه چماقی در دست داریم و نه کسی را تکفیر کردیم! یک جمله در تمام این پایگاه وجود ندارد که مسلمانی را تکفیر کرده باشیم!
    ظاهراً شما معنای تکفیر را نمی‌دانید.
    میلانی خوب است
    پاسخ:
    همه خوبن!
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    با سلام
    اگرحرفی برای گفتن دارید یا اینکه توانایی دفاع از گفتار های آقای صادقی را دارید مشکلی نیست برای بحث و گفت وگو حاضریم
    فقط با چهارتا عکس در صدد اثبات گفتارهای آقای نباشید
    منتظرتون
    *******************************
    **************************

    پاسخ:
    سلام علیکم
    اولاً جواب مطالب حسن میلانی در جزوه تبیان داده شده است و اگر بحث دیگری دارید از اینجا می‌توانید با شاگردان آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) در ارتباط باشید، ثانیاً عکس نیز در حد خودش مطلب برای گفتن دارد و ثالثاً مواردی که در انتهای پیامتان قرار دادید آدرس کانال بود، نه آدرس گروه! اگر تمایل به بحث دارید باید گروه تشکیل بدهید، ضمن اینکه ما تمایلی به انتشار آدرس کانال شما نداریم!

    سلام.....

    کاری به شخصیت اقای حسن میلانی ندارم......شما یک اشکال کردید به ایشون که صحبت های اقای حسن میلانی رو تقطیع کرده......خب گیریم که درست....ولی شما هم بی انصافی کردید از اینکه یک هکس هایی رو گذاشتید که هر کسی در حال مناطره شاید شکل چهرش در جواب و ....عوض بشه....و شما عکس های ناخوشایند از ایشون رو گذاشتید که عوام فریبی کنید!!!!!

    بنده هم چند جلسه درس ایشون رفتم خوشم نیومد و دیگه نرفتم ولی این کار شما رو هم اصلا پسندیده نمی بینم.........کار شما هم زننده بود!!!!!!

    در ضمن الهیاری درسته خیلی انسانه بیشعوری هست!ولیکن دفاع کردن از میلانی در یک عقیده علمی سبب ضعف برای میلانی نیست!!!!!

    روس این صحبت کمی تامل کنید......چون شخصی مثل اقای صافی(شیخ الفقها) هم فلسفه رو قبول ندارند اما شما جرات کردید به ایشون چیزی بگید؟ با اینکه در دیدگاه شما اقای صافی هم با الهیاری هم عقیده هستن؟!

    پس مهندسی کار نکنید!

    همیشه موفق باشید

    یاعلی ع

    پاسخ:
    سلام علیکم
    اولاً عکس نیز به اندازه خودش مطلب برای گفتن دارد، آیا این ایراد ندارد که کسی با لباس روحانیت در یک مناظره علمی اینطور فریاد بکشد؟! اگر ایراد ندارد پس قطعاً ما عوام فریبی کردیم اما اگر ایراد دارد نام این‌کار عولم فریبی نیست بلکه گفتن حرف حق است و حرف حق برای کسانی که حرف حق را می‌پذیرند زننده نیست!
    ثانیاً ما نیز هرگز نگفتیم دفاع الهیاری سبب ضعف میلانی است! فقط با ذکر حمایت الهیاری از میلانی خواستیم اشاره لطیفی داشته باشیم به اینکه این‌ها از یک قماش هستند.
    ثالثاً ما به پشتوانه نظرات آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) به همه فقهای سنتی که بیشتر مراجع تقلید را تشکیل می‌دهند انتقادات زیادی کرده‌ایم و بسیاری از مطالب همین پایگاه در واقع همان انتقادات است، پس جرأت داشته‌ایم زیرا هرکسی به جز قرآن و معصومین (علیهم السلام) قابل انتقاد است، اما اینکه انتقادات ما به دیگران بیشتر جنبه علمی داشته است نه جنبه عملی، به دلیل عدم جرأت در ما نیست بلکه به این دلیل است که در دیگر علما، مشکل عملی خاصی ندیده‌ایم.
    رابعاً ما در این پایگاه قصد دفاع از فلسفه را نداشته‌ایم و نداریم بلکه قصد دفاع از قرآن را داشته و داریم البته مخالف فلسفه نیز نیستیم همانطور مخالف هیچ علمی نیستیم و معتقد هستیم همه علوم لازم هستند و باید در حوزه‌های علمیه به همه علوم پرداخته شود همانطور که در زمان بوعلی سینا و خواجه نصیرالدین طوسی (رحمة الله علیهما) نیز این‌گونه بود و دلیل اینکه باید به همه پرداخته شود آیات و روایاتی است که طلب علم را به عنوان فریضه واجب دانسته‌اند و شاهد هستیم که علوم مختلفی از فلسفه و عرفان تا طب و نجوم و فیزیک و... در آیات و روایات مورد اشاره واقع شده‌اند.
    موفق و مؤید باشید
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
    یه موضوع که شما مطرح کردید این است که شما بیان نمودید که هدف شما دفاع از قرآن است مگر آیت الله میلانی نسبت بی ربط یا توهین خاصی به قرآن نموده اند که اینگونه او را سرزنش می کنید؟
    در ثانی همین قرآن را می توان صدها مدل تفسیر کرد ولی آیا همه آنها درستند؟تندی آقای میلانی به این علت است که ایشان از این همه عقاید فلسفی که در جامعه پراکنده شده ناراحتند که این فلسفه پر است از تناقضات که حتی ممکن است شخص را از دین خارج نماید.اگر شما ایراد علمی به کلام اسلامی دارید مطرح نمایید تا ما نیز استفاده کنیم.(چون نمی شود هم فلسفه و عرفان درست باشد و هم کلام اسلامی زیرا در مخالف هم اند.)
    پاسخ:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    اولاً حسن میلانی از چه زمانی «آیت‌الله» شده؟!
    ثانیاً توهین حسن میلانی و بزرگترهای او نسبت به قرآن کریم این است که در سخن از قرآن تمجید می‌کنند و می‌گویند که قرآن اصل است اما در عمل خود را بی‌نیاز از قرآن می‌دانند! توهین بالاتر از این به خدا وجود دارد که کلام خدا را در دلالاتش معیوب بدانیم؟! توهین بالاتر از تهمت «ظنی الدلالة» بودن قرآن، وجود دارد؟! اگر یک دیوانه بگوید: «پای من درد می‌کند.» آقایان بحث نمی‌کنند که سخنش ظنی الدلالة است و مثلاً شاید دستش درد می‌کند اما در اینکه خدا مطلبی بیان کرده که اصلاً خود آن مطلب، تبیان است و روشنگر دیگر مطالب است، این مطلب را آقایان می‌گویند ظنی الدلالة است! عجب!!! گویی نعوذبالله نعوذبالله نعوذبالله، خدا خائن یا جاهل یا ناتوان بوده و نشده که کلامش برای بندگانش روشن باشد!!!
    ثالثاً توهین بزرگتری که حسن میلانی نسبت قرآن کرده است این است که در پی تخریب تنها جریان فقه قرآنی بوده است! علامۀ مجاهد آیت‌الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) تنها کسی بودند که شجاعانه در این حوزه وارد شدند که البته مورد آماج تهمت‌های عالمان و جاهلان قرار گرفتند و ما امروز چنان تهمت‌زنندگان را رسوا می‌کنیم که تا توبۀ حقیقی نکرده باشند سر بلند نکنند! ان‌شاءالله.
    رابعاً اختلاف نظر مفسرین به این دلیل است که یا پای از گلیم خود فراتر نهاده‌اند و بدون تحقیق کافی اظهار نظر کرده‌اند و یا پیش‌فرض‌های غلط خود را بر قرآن تحمیل کرده‌اند!
    همچنین با اینکه احادیث قرن‌های متمادی و بسیار بیشتر از قرآن روی‌شان کار شده اما اختلاف نظر میان محدثین خیلی بیشتر است تا جایی که حتی یک محدث با بیان دو حدیث مخالف، خودش را هم نقض می‌کند!
    ضمناً مطابق نص قرآن، همۀ مردم چه عوام و چه خواص باید در قرآن تدبر کنند و این تدبر بر همگان واجب است و اگر نکنند مورد سرزنش الهی خواهند بود.
    خامساً اینکه فلان متکلم با فلان فیلسوف اختلاف نظر داشته باشد برای ما هیچ اهمیتی ندارد، چه فلان فیلسوف خلاف قرآن یا سنت قطعیۀ معصومین (علیهم السلام) بگوید و چه فلان متکلم خلاف قرآن یا سنت قطعیۀ معصومین (علیهم السلام) بگوید، هر دو محکوم هستند.
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    ابتدا از شما تشکر کنم که نظر اینجانب را محترم شمرده و پاسخ داده اید.

    مطلب اول اینکه نه حسن میلانی(که اینجانب برای ارج نهادن به ایشان از آیت الله استفاده نمودم)و نه بزگان والاتر از ایشان ونه هیچ کلامی دیگری بی نیازی به قرآن را اعلام نکرده اند(اگر مدرکی در این باره دارید ارائه فرمایید تا ما نیز آگاه شویم) بلکه ایشان می فرماید برای فهم عمیق قرآن که به حکمت الهی دارای پیچیدگی های خاصی است از ائمه اطهار کمک بگیریم.ما در موارد کوچک مثل کتب ریاضی برای فهم بهتر نیازمند معلم آن هستیم چه برسد به این کتاب که در برگیرنده مسائل جامع انسانی است.اگر این کتاب کافی بود پس حضور ائمه اطهار چه علتی داشت؟این بزرگان آمده اند تا قرآن را تفهیم کنند.مثلا در جایی از قرآن آمده نماز بخوانید حال برای دانستن اینکه این نماز به چه شکل و با چه آدابی است را از پیامبر و ائمه اطهار کمک بگیریم.یا مثلا در قرآن داریم «ید الله»٬ آیا این به معنی دست مادی و غیبی خداست؟بدون مراجعه به ائمه اطهار چگونه مفهوم آن را درک کنیم.(البته این صرفا مثال ساده ای بود که مطرح شدقطعا مسایل پیچیده تری نیز هست.).
    سخن حسن میلانی نیز همین است.ایشان بحثشان این است که اگر بناست عقیده ای را قبول کنیم اولا با عقل آن را بسنجیم ثانیا از روایات استفاده کنیم.(در اینجا فلاسفه و عرفا برای حل تناقض یا بعبارتی دیگ اثبات ارجاع به شهود و تهذیب نفس می دهند.)صرف اینکه ملاصدرا یا بزرگ دیگری گفته است(مقام تقوا و ایمان این بزرگان مورد بحث نیست بلکه عقیده آنهاست)ملاک نیست(حتی اگه صحبتی از مثلا علامه حلی یا کلامی دیگر باشد نیز مانند دیگر بزرگان) باید بررسی شود.
    چون اینان معصوم از خطا که نیستند.آقای میلانی در کتاب سراب عرفان (اگر اشتباه نکنم تازه تالیف ایشان) بسیار روایت از ائمه اطهار(نه فلان بزرگوار) آورده اند که تناقض کامل با فلسفه و عرفان دارد.

    پاسخ:
    بسم الله الرحمن الرحیم

    مطلب علمی، محترم است حتی اگر غلط باشد! چون باعث بحث علمی و نهایتاً پختگی می‌شود.
    و اما بعد...

    اولاً بی‌نیازی از قرآن یک مطلب است و عدم توجه کافی به قرآن یک مطلب دیگر است. ما که نگفتیم حسن میلانی ملحد یا مشرک است! بالأخره وی مسلمان است و قرآن را قبول دارد و خود را بی‌نیاز از آن نمی‌داند اما مطلب اینجاست که آیا در کسوت یک روحانی، به اندازۀ کافی به قرآن بها داده است؟ اگر بها نداده است باید لباسش را تعویض کند چون لباسی که پوشیده معنای‌اش این است که من علم دین دارم!
    ما معتقدیم حسن میلانی و بسیاری دیگر به اندازۀ کافی به قرآن بها نداده‌اند و نمی‌دهند و باید توبۀ کنند. بها نمی‌دنهد چون قرآن را اصل قرار نداده‌اند. قرآن مطابق عقل و مطابق خودش و مطابق سنت معصومین (علیهم السلام) اصل است، اما در نظر حسن میلانی و امثال وی، فرع شده است! اگر فرع نبود، روایات را به قرآن عرضه می‌کردند، نه اینکه قرآن را به روایات عرضه کنند. البته حسن میلانی پای را فراتر قرار داده و علاوه بر اینکه قرآن را اصل قرار نمی‌دهد، بر آنان که قرآن را اصل قرار داده‌اند (مثل مرحوم آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی) به شدت تاخته است و در پی تخریب این چهرۀ قرآنی بوده است.

    ثانیاً قرآن مراتبی دارد؛ مرتبۀ اولش عبارات آن است که برای همه قابل فهم است و فهمش نیازی به دیگران ندارد و راهش نیز تدبر است، مرتبۀ دوم قرآن، اشارت است که فهم این مرتبه مخصوص خواص (دانشمندان و علما) است و راهش نیز تأمل است و کسی که به فهم این مرحله برسد لازم است آنچه فهمیده را برای عموم بیان کند تا عموم نیز استفاده کنند؛ مرحلۀ سوم فهم قرآن، فهم لطائف آن است که فهم این مرتبه مخصوص اولیا (مراجع و عرفا) است که راه آن نیز تفسیر یا به عبارت دقیق‌تر، استفسار است و مفسر یا مستفسر باید آنچه فهمیده را برای عموم بیان کند، و مرتبۀ آخر که بالاترین مرتبه است، حقایق قرآن است که فقط معصومین (علیهم السلام) به آن دسترسی دارند ولاغیر. لذا معصومین (علیهم السلام) باید حقایق قرآن را برای عموم بیان کنند و به همین ترتیب عموم هم باید استفاده کنند.
    اگر توجه کرده باشید متوجه می‌شوید که بنابراین قرآن کاملاً بیان و روشن است و هر کس می‌تواند در مرتبه یا مراتب خودش قرآن را بفهمد و برای فهم آن مرتبه یا مراتب کاملاً بی‌نیاز از اغیار است و فقط غیرمعصومان برای فهم مرتبه یا مراتب بالاتر نیاز به طبقه یا طبقات بالایی خود دارند.
    نکتۀ بسیار بسیار مهمی نیز در اینجا وجود دارد و آن این است که نص و ظاهر مستقری که ما می‌فهمیم نسبت به روایات اصیل‌تر است زیرا قرآن خود گواه است که بیان و روشن است لذا اگر تخالفی بین نص یا ظاهر مستقر قرآن با روایت وجود داشت چون قرآن قطعی الصدور است و روایت ظنی الصدور است، روایت طرد می‌شود، یعنی اصل برای ما قرآن است و معنای عرضۀ روایات به قرآن نیز همین است.

    ثالثاً قبل از روایت، معنای دقیق «ید الله» را می‌توان اولاً از سیاق آیات متوجه شد و ثانیاً می‌توان از «لیس کمثله شی» فهمید. هر کس بگوید قرآن مبهم است، به قول امام باقر (علیه السلام): «هلک و اهلک؛ [خودش] هلاک شده و [دیگران را] به هلاکت رسانده».

    رابعاً حجت برای ما اولاً قرآن و ثانیاً سنت است، البته عقل مطلق نیز طبعاً حجت است هرچند آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) آن را وسیلۀ استنباط نام نهاده‌اند که در تمام مراحل استنباط فقهی مورد استفاده است. اینکه فلان فیلسوف یا فلان مرجع تقلید هرچقدر هم بزرگ باشد حرفی بزند برای ما نیز حجت نیست مگر اینکه مشخص شود حرفش مطابق قرآن و سنت است.
    مشکل ما با شما در مورد فلاسفه نیست؛ مشکل ما با شما در این است که شما قرآن را اصل قرار نمی‌دهید بلکه آن را فرع قرار داده‌اید!
    وگرنه آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) نیز انتقادات تندی نسبت به بسیاری از فلاسفه دارند. اما مشکل ما با شما اینجاست که شما قرآن را اصل قرار نمی‌دهید و حتی از اصل بودن انداخته‌اید یعنی فرعیت قرآن را ترویج می‌کنید!

    ببین قبل هم گفتم شما اشتب متوجه شدی
    کسی قرآن را ظنی الدلاله به آن معنا که شما گفتی نمیدونه. بلکه آنها معتقدند که مثلا آیه اقیمو الصلوه در معنای اقامه نماز قطعی الدلاله اما در موضوع کیفیت نماز یا اینکه منظور این آیه نماز به شکل خاص است یا معنای دعا میدهد واضح نیست و باید به حدیث رجوع کرد. و از این نظر ظنی است. 
    دیدید در فتوای حرمت تقلید دیگران تند رفتید.!!!
    پاسخ:
    شبیه همین نظر را در جای دیگری قرار داده بودید لذا ما نیز پاسخی که آنجا قرار داده بودیم را اینجا نیز قرار می‌دهیم.
    اولاً ما فتوا به حرمت تقلید از مراجع شما نداده‌ایم! زیرا اصولاً ما در حدی نیستیم که فتوا بدهیم بلکه ما فقط نظرات علما و فتاوای مراجع خود را [که بر مبنای قرآن و سنت معصومین (علیهم السلام) است] نقل می‌کنیم.
    ثانیاً در مثالی که فرمودید، برخی جزئیات در مورد کیفیت نماز اصلاً برای ما معلوم نیست که بخواهیم بگوییم ظنی الدلالة است! مثلاً آیا در قرآن مطلبی در مورد دو رکعتی بودن نماز صبح ولو در حد اشاره برای ما مشخص است که بگوییم: «ظاهرش می‌گوید دو رکعت است پس ظنی الدلالة است»؟!
    ما معتقدیم که از قرآن، نص و ظاهر مستقرش قطعی الدلالة است و مابقی معارفش اصلاً برای ما مشخص نیست و قرآن در موردش (مقابل گوش‌های ما) سکوت کرده است. مثلاً ما هرگز ظنین هم نخواهیم شد که نماز صبح دو رکعت است. خلاصه اینکه فهم منسجم و نظام‌مندی که از قرآن حاصل می‌شود برای هر کسی که باشد قطعی الدلالة است. البته تأکید می‌شود که این فهم باید نظام‌مند باشد. همان‌طور که قبل از فقه باید مقدمات فقه، از جمله اصول فقه خوانده شود تا روش صحیح استنباط را بدانیم قبل از تفسیر و حتی تدبر نیز باید مقدمات این دو فراگرفته شود.
    ثالثاً این‌طور نیست که خیال کنید ما نظر آقایان را نمی‌دانیم و برای‌مان سوءتفاهم شده است! ما نظر همۀ کسانی را که ادعای مرجعیت کرده‌اند در مورد دلالت قرآن به طور مکتوب با مهر و بعضاً دست‌خط خودشان در اختیار داریم. با برخی از آنان نیز رودررو در این مورد بحث کرده‌ایم.
    قریب به اتفاق آقایان که احیاناً مراجع مطبوع شما هستند مثلاً می‌گویند که جهر و اخفات که در قرآن آمده است، ظنی الدلالة است و باید در این مورد مطابق روایت عمل شود با اینکه روایت خلاف قرآن است! در مورد آیۀ وضو نیز همین‌طور است و...
    خلاصه اینکه مطمئن باشید سوءتفاهمی در کار نیست، خیلی قبل‌تر از ما نیز آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) با آقایان بسیار بحث کرده بودند و مطلب کاملاً روشن است که آقایان جرئت ندارند در تقابل قرآن با روایت، طرف قرآن را بگیرند و مطابق فرمان معصومین (علیهم السلام) عمل کنند.
    واقعا با این روش شما مخالفم 
    با این عکس ها و تیتر ها و کلماتی که استفاده کردید!
    تضاد یکی از آفت های جامعه ماست 
     لطفا با عناوین مختلف بذر آن را نپاشید
    من خودم علاقه مند به فلسفه و عرفانم اما این گونه رفتار را خلاف منطق اسلام می دانم 
    و البته این نتیجه دوری از همان منش فلسفی که جستجو گری و گفتگو است می باشد که از آفات حوزه علمیه است
    در واقع شما هم مانند همان شخصی رفتار نمودید که از آن انتقاد می کنید
    پاسخ:
    جوابِ «های»، «هوی» است.
  • فداییان رهبر
  • روش شما مخالف حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری است، شما خیلی داری تند میری ، انشالله خداوند منان شما را هدایت کنه... 
    پاسخ:
    اتفاقاً اگر می‌خواستیم مانند آن دو بزرگوار مطالب را بیان کنیم باید تندتر بیان می‌کردیم.
    امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)، آخوند فاسد را از ساواک بدتر می‌دانستند. خب، فساد چیست؟ فساد که فقط زنا نیست، بدتر از زنا هم فساد هست، توهین و تهمت به یک مرجع تقلید هم فساد است.
    رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) هم امر کرده‌اند در زمان انحرافات فرهنگی، ما آتش به اختیار باشیم که هستیم و ان‌شاءالله خواهیم بود.
    شما بهتر است نگران وضعیت خودتان باشید.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی