قرآنیان

پایگاه تحلیلی

قرآنیان

پایگاه تحلیلی

قرآنیان

﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، ...وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ؛ به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان، ...و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند، آنان خودشان کافرند.﴾ (مائده، 44)
پایگاه قرآنیان تلاش می‌کند تا به وسیلۀ قرآن، تصویر بهتری از اسلام نمایش دهد زیرا مسئولین این پایگاه، ایمان راسخ دارند که قرآن به عنوان ثقل اکبر، قطعی الدلالة و همچنین کامل و جامع است. به عبارت ساده‌تر، قرآن فقط کتابی برای داخل طاقچه‌ها نیست بلکه کتابی برای زندگی کردن است. قرآن کتابی محدود به بالای سر مردگان نیست بلکه کتابی کامل در زمینۀ عقاید، فقه، اخلاق و عرفان است.
تأکید می‌شود که کامل و جامع بودن قرآن نه تنها تضادی با پذیرش سنت ندارد بلکه به واسطۀ آیاتی همچون آیۀ اطاعت، هر کسی ادعای قرآنی بودن دارد باید از سنت نیز پیروی کند هرچند سنت نیز مرتبه‌ای از معارف قرآن است و چیزی جدای از قرآن نیست منتها چون کشف این مرتبۀ والا از معارف قرآن در اختصاص معصومین (علیهم السلام) است ما غیرمعصومان به معصومان (علیهم السلام) نیازمندیم.
ضمناً سنت باید قطعی باشد و هر حدیثی قابل قبول نیست؛ به عبارت دیگر، احادیث جعلی که خلاف قرآن یا دیگر علوم مطلق هستند قابل قبول نیستند.
گفتنی است هرچند پایگاه قرآنیان مستقل است اما بیشتر متأثر از نظرات علما و مراجع تقلید قرآن‌محوری همچون علامۀ مجاهد آیت‌الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) است.

پیوندها

قرآن؛ منبع همۀ معارف اسلامی

سه شنبه, ۴ آذر ۱۳۹۳، ۰۱:۰۵ ب.ظ
قرآن مبین

یکی از اعتقادات مشهور ما قرآنیان در علم اصول این است که قرآن را منبع همۀ معارف اسلامی می‌دانیم یعنی ما معتقدیم هیچ مطلبی در حوزۀ معارف اسلامی وجود ندارد مگر اینکه در قرآن آمده باشد؛ به عبارت دیگر، قرآن کتابی کامل و جامع در حوزۀ معارف اسلامی است. البته خلاف آنچه بعضاً تصور می‌شود این مطلب به معنای بی‌نیازی ما از اولیای الهی نیست.

اینجا سه پرسش مهم مطرح می‌شود؛ اول اینکه بر چه اساسی می‌گوییم همۀ معارف اسلامی در قرآن است؟ دوم اینکه چرا می‌گوییم به اولیای الهی نیازمندیم؟ و  سوم اینکه چطور می‌توان نیازمندی به اولیای الهی را با وجود کامل و جامع بودن قرآن توجیه کرد؟ برای پاسخ به این سه پرسش، در ادامه دلایلی محکم از قرآن کریم آمده است زیرا قرآن کلامی مورد قبول همۀ فرقه‌های اسلامی است و نتیجتاً فصل الخطاب مسلمانان محسوب می‌شود.

1. کامل و جامع بودن قرآن

خدای متعال در آیۀ 89 سورۀ نحل می‌فرماید: ﴿...وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ؛ ...ما قرآن را که بیانگر هر چیز و هدایت و رحمت و مژده‌اى براى تسلیم‌شدگان در برابر حق بود بر تو نازل کردیم تا بر ستم ستمگران و اسلام تسلیم‌شدگان گواه باشى.﴾.

خدای متعال در این آیه، قرآن را بیانگر هرچیزی معرفی کرده است؛ یعنی قرآن کتابی کامل و جامع است و نیک مشخص است کتابی که کامل و جامع باشد همۀ معارف را دارد بنابراین همۀ معارف دین اسلام در قرآن موجود است.

2. نیازمندی به اولیای الهی

خدای متعال در آیۀ 59 سورۀ نساء می‌فرماید: ﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ...؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید، خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و کسانى که امر شما را در اختیار دارند و از خودتان هستند پیروى نمایید...﴾.

این آیه که به آیۀ اطاعت معروف است، همۀ مسلمانان را به پیروی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اولی الامر (علیهم السلام) فرمان می‌دهد و از آنجا که پیروی از اولی الامر (علیهم السلام) را هم‌عرض با پیروی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیان کرده است، مشخص می‌شود این افراد نیز مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله) از روی هوی چیزی نمی‌گویند.

در هر صورت بنابر آیۀ اطاعت قطعاً مشخص می‌شود پیروی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اولی الامر (علیهم السلام) لازم است و ما به کلام این بزرگواران نیز نیازمندیم.

3. توجیه جمع دو مطلب اخیر

بنابر آنچه بیان شد، یک شبهه به وجود می‌آید و آن این است که چرا با وجود کامل و جامع بودن قرآن، ما به اولیای الهی نیازمندیم؟ پاسخ این پرسش بسیار ساده است. قرآن با اینکه کلامی روشن و روشنگر است اما دارای سطوح معرفتی است و هر کس به اندازۀ سطح علمی و عملی خودش می‌تواند قرآن را بفهمد بنابراین ما مسلمانان علاوه بر اینکه باید از  فهممان از قرآن پیروی کنیم، باید برای آن سطوح معرفتی قرآن که نمی‌فهمیم از اولیای الهی پیروی کنیم تا نتیجتاً از کل قرآن پیروی کرده باشیم.

مثلاً همۀ ما از آیات قرآن می‌فهمیم که باید نماز را بپا داریم، اما آیا همۀ ما از آیات قرآن می‌فهمیم که نماز صبح چند رکعت است؟ قطعاً خیر، بلکه این مطلبی است که اولیای الهی برای ما بیان کرده‌اند.

نظرات  (۸)

سلام
بعضی مطالب رو خوندم بسیار خوب بود
فقط یه سوال.
مرجع تقلید اعلم قرآنی یعنی چی؟!
یعنی حضرت استاد در فهم و استنباط قرآن از همه مراجع بالاتر هستند؟
پاسخ:
سلام علیکم
نظر لطفتان است.
منظور از مرجع تقلید اعلم قرآنی آن نیست که گفتید. در فهم و استنباط بهتر از قرآن از همه بالاتر معصومین (علیهم السلام) هستند، پس از آنان عرفای کامل و پس از آنان علمای اسلام. حتی در همان سطح علمای اسلام نیز ادعا نداریم که تفسیر آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) یعنی تفسیر الفرقان برترین تفسیر است. البته معتقد هستیم که المیزان علامه طباطبائی، الفرقان آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی و تفسیر روشن علامه مصطفوی (رضوان الله تعالی علیهم) از برترین تفاسیری هستند که در دسترس قرار دارد اما باز هم ادعا نمی‌کنیم دیگر امکان تفسیر بهتر و کامل‌تر نیست!
اما جواب سوال شما. مرجع تقلید اعلم قرآنی یعنی آن فقیهی که محور استنباط فقهی‌اش بنابر توصیه معصومین (علیهم السلام) قرآن باشد و در این راه نیز از دیگران عالم‌تر باشد. بسیار معدود هستند فقهایی که محور استنباط فقهی‌شان قرآن باشد. حال در بین همان معدود فقها نیز باز اگر مقایسه کنیم می‌بینیم که آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) اعلم هستند. مثلاً در زمان ما دو رساله موجود است که فتاوای آن بر مبنای قرآن است. یکی رسالۀ آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) است و دیگری رساله علامه غروی (رضوان الله تعالی علیه) است. حال برای مقایسه این دو بزرگوار وقتی ادله را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که ادلۀ آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) کامل‌تر است. البته یک راه دیگر برای تشخیص اعلم این است که از کسانی که قدرت تشخیص دارند و همچنین مورد اعتماد هستند مطلب را جویا شویم. مثلاً وقتی اجازه اجتهاد یا به عبارت درستش استشهادنامه فقهی این دو بزرگوار را مقایسه می‌کنیم برتری آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی (رضوان الله تعالی علیه) مشخص می‌شود. البته باز هم تأکید می‌شود که هیچکس مطلق نیست بلکه همه حتی یک عارف کامل امکان خطا دارد و فقط معصومین (علیهم السلام) از خطا مبری هستند.
  • ❤منتـــظر المـهـدی❤
  • سلام وبلاگتون بی نظیره

    یاع ل ی .....
    پاسخ:
    نظر لطف شماست. البته پایگاه قرآنیان، وبلاگ نیست!
    سلام علیکم.
    نظرتان درمورد مقاله ای با این لینک ذیل چیست؟
    البته من یکی واقعاً از محتوای آن لذت بردم وبرایم بسی جالب وجدیدبود.
    می خواهم نظرشما رانیز جویاشوم تشکر.
    http://godquran.persianblog.ir/
    پاسخ:
    آیه 44 سوره نحل و آیه اطاعت اثبات کننده مردود بودن مقاله مورد اشاره است.
    باسلام 
    آیا شماهمه مطالب این این سایت راشماتاییدمی کنید؟
    http://forghan.ir/
    پاسخ:
    هیچ چیزی به جز قرآن و سنت قطعیه معصومین (علیهم السلام) رانمی‌توان صددرصد تأیید کرد، چه ما تأیید کنیم و چه نکنیم.
    سلام یک پیشنهاد براتون دارم،مسنجری هست تحت عنوان پالتاک(paltak) که شامل رومهای زیادی میباشد در همه زمینه ها من جمله دین و مذهب که رومهای ایرانی مذهبی هم در اون هست گرایشات مختلف دینی در اونجا ترویج میشه رومهای شیعی هم هستند که همین تفکر رایج ظنی الدلاله بودن قران رو ترویج میکنن و همینطور روایت محوری افراطی،توصیه من به شما اینه که خیلی دوست دارم شما هم در این مسنجر حضور پیدا کنید و روم مخصوص به خودتون رو داشته باشید ساختن ایدی نیاز به وی پی ان داره اگر خواستید من براتون میسازم،و اگر خود شما بتونید بیاید یا همفکرانتون رو بیارید خیلی خوب میشه از امکانات این مسنجر چت صوتی  و همچنین انجام مناظرات و غیره نام برد که اگر سرچ کنید در گوگل اطلاعاتی بهتون میده اگر کاربران کمی هم در روم باشن باز شما رسالت تبلیغی خودتون رو که اگاه سازی هست رو انجام دادین.منتظر پاسختون هستم تشکر
    پاسخ:
    سلام علیکم
    فکر خوبی است اما این‌کار زمانبر است، اگر وقت شد سر می‌زنیم و از همینجا نیز اطلاع‌رسانی می‌کنیم.
    باسلام وعرض احترام 
    بزرگترین گمراهی و اشکال نابخشودنی شما شیعیان صفوی این است که برای تمام اعتقادات باطله وبدون سندقرآنی تان چون قائل شدن علم غیب برای انبیاء! وتوسل! وشفاعت! وقبرپرستی! و معجره تراشی! وجشن های کذایی! وعزاداری های بی معنا! ومهدی منتظر! و رجعت! و غلو!ّ وخراتات وفورتان..! دست به دامان احادیث مجعوله می شویددرحالی که طبق قرآن احادیث نمی تواند منبع درک اسلام واقع شود و خدا چنین چیزی را اراده نکرده، والا نباید امروز در باره احادیث این همه اختلاف و ابهام وجود داشت بلکه باید مانند قرآن از تحریف و دست خوردگی مصون می ماند و مانند قرآن احادیث نیز قابل شبیه سازی و جعل نباشند. 
    همچنین نمونه های کهن حدیث مانند تک نگاری ها و برگ ها و پوستن نوشته های مجرد و پراکنده قرآن که از بیشتر سرزمین های اسلامی و از همان قرن اول هجری کشف شده و در موزه های مختلف از موزه آستان قدس رضوی در مشهد تا موزه ملک فهد عربستان و موزه های مصر و ترکیه و کویت و انگلستان و ... قابل مشاهده و بررسی است ، هنوز کشف نشده و در هیچ موزه ای قابل دیدار نیست!!
    با وجود این، تنها یک حدیث از پیامبر اسلام در دست است که به آن اعتقاد داریم.!!
    این حدیث صحیح و محکم السند را دیگر نمی توان انکار کرد زیرا این حدیث هم سند درست و قاطعی دارد و هم راویش کاملا موثق و مورد اعتماد است و هم شیعه و سنی و تمام فرق اسلامی در قبول آن مشترک هستند.
    بلی آن تک حدیث معتبر ومتفق علیه این است:
    وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا.
    پاسخ:
    با سلام
    اولاً ماشیعیان صفوی نیستیم بلکه شیعیان علوی هستیم.
    ثانیاً همه عقاید اصلی تشیع، دلیل قاطع قرآنی دارد که در این زمینه در همین پایگاه نیز مطالبی ارائه داده‌ایم به طوری که حقانیت تشیع را در اینجا و اینجا، عصمت را در اینجا، شفاعت را در اینجا و درستی لعن دشمنان معصومین (علیهم السلام) را در اینجا اثبات کرده‌ایم.
    ثالثاً مسلماً به احادیث نیازمندیم زیرا بدون احادیث حتی نمی‌توان فهمید نماز صبح چند رکعت است! هرچند متأسفانه احادیث جعلی در کتب اهل سنت و شیعه وجود دارد اما شکی نیست که همه احادیث، جعلی نیستند بلکه بسیاری از احادیث، درست هستند و سنت قطعیه معصومین محمدی (علیهم السلام) هستند که ملاک اصلی در شناخت سنت قطعی نیز، قرآن است که در اینجا، اینجا، اینجا و اینجا به تفصیل در این مورد بحث کرده‌ایم.
  • دانشجوی دکترای الهیات.
  • سلام علیکم.
    در یکی از پست هایتان که درست یادم نیست کجا بود می خواندم فرموده بودید:آیه 32 سوره فاطر نشانه حقانیت شیعه است!
    من نیز به آیه مذکوره مراجعه نمودم و هر چه خواندم و درآن تفکر و تامّل نمودم هیچ اثر مستحکم و مصرّح و روشنی از شیعه درآن نیافتم!
    نه ازاین آیه امامت به معنای شیعی و منصوص برایم ثابت شد!
    نه عصمت کسانی که ما ایشان را امام می دانیم!
    نه الهی بودن منصب امامان ما شیعه!
    نه خلافت امامان ما شیعه!
    نه علم لدنی داشتن آنها!
    نه علم غیب داشتن آنها!
    نه رجعت آنها!
    نه خلقت ایشان از نور بودن!
    نه عالم الغیب والشهادة بودن ایشان!
    نه ولایت تکوینی ایشان!
    نه ولایت تشریعی ایشان!
    ونه صدها خزعبلاتی دیگر که تا کنون بر منابر به خورد من و امثال من داده اند!
    آنچه ساده وخلاصه ذکر شده است این است که بقول دانشمند ژرف اندیش و فاضل مدقِّق حیدرعلی قلمداران رحمت الله علیه خداوند بدون هیچ میخکوب نمودن آیه به شخص یا اشخاص معدود و مشخصی به اسم و رسم! بعداز اشاره به وارث شدن بندگان برگزیده اش نسبت به کتاب آسمانی که با فعل -اِصطفَی- که تصریح به مقام نبوّت آنان دارد آنگاه جبهه و جناح امت را در قبال کتاب آسمانی به سه گروه ظالم - میانه رو - و سبقت گیرنده در اعمال خیر بیان داشته است و صدالبته این آیه با ادبیاتی دیگر در سور و جابجای متفاوت قرآن نیز آمده است مثل والسابقون السابقون اولئک المقربون فی جنّات النعیم ثلّة من الاولین وثلّة من الآخرین.
    بهرحال، فعل آیه 32 سو.ره فاطر به سیاق جمع است!
    حال فکر کنید چه فاجعه ای بود که اگر نعوذ بالله خداوند می خواست با این ادبیات و کلی گویی! رسالت شخصی بنام محمدبن عبدالله در عربستان سعودی بر مردم جهان ثابت نموده و آنگاه ایشان را برای نفهمیدن مقصودش مؤاخذه و عقاب نماید! سبحان الله
    ضمن اینکه هیچکس نمی داند سابق بالخیرات حقیقی چه کسی بوده وخواهد بود جز خداوند علاّم الغیوب - فلا تزکّوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی 
    و باز قطعا آمار ایشان را نیز کسی نمی داند مگر خداوند متعال 
    ای بسا تا روز قیامت بیش از 50 میلیارد نفر از زن و مرد و عرب و عجم و سیاه و سفید سابق بالخیرات باذن الله دنیا را سپری نموده وخداوند را راضیةً مرضیةً ملاقات نمایند.
    بقول یکی از دانشمندان بزرگ می فرماید:
    بزرگترین ایراد و مرض شیعه این است که سعی می کند هر آیه ای از قرآن کریم را به اهل بیت و امامان خود تفسیر و توجیه نماید!
    و البته اتفاقا سنی مذهب نیست و از تمام مذاهب تبرّی می جویدو می گوید دراسلام دین داریم نه مذهب و فرقه و حزب و دسته!
    وتنها سند اسلام، قرآن کریم است نه کتابهای مزخرف بخاری و مسلم وکافی و تهذیب وامثالهم!
    اتقوا الله و کونوا مع الصادقین. اگر نگویید این آیه هم برای دوازده نفر نازل شده است!!!

    پاسخ:
    سلام علیکم

    خدای متعال در آیه 32 سوره فاطر می‌فرماید: ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا  فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ  ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ؛ سپس (این) کتاب را به (آن) کسان از بندگان خود که (آن‌ها را) برگزیدیم، به میراث دادیم. پس برخی از بندگان ما بر خود ستمکارند، و برخی (از ایشان) میانه‌رو (: عادل) و برخی (هم) از آن‌ها در تمامی کارهای نیک به فرمان خدا (در میان همگان) پیشگامند. و این خود همان فضیلت بزرگ است (که دارای امتیاز بی‌مانند پس از رسول گرامی است).﴾1
    طبق این آیه خدای متعال، کتابش یعنی قرآن را به بندگان برگزیده‌اش میراث داده است. سؤال اول این است که این بندگان برگزیده، چه کسانی هستند؟ خدای متعال در ادامۀ آیه می‌فرماید بندگان من سه دسته‌اند؛ دسته‌ای ستمکار هستند، دسته‌ای میانه‌رو هستند و دستۀ دیگری نیز موجود است که افراد آن دسته به اذن خدا در کارهای نیک پیشگام هستند. بنابراین مشخص می‌شود که بندگان برگزیده فقط دستۀ سوم هستند چون اولاً تنها این دسته اعمالشان به اذن خدای متعال این‌طور بوده است و طبعاً انتخاب الهی فقط در مورد این‌ها نقش داشته است و ثانیاً عقلاً نیز محال است خدای متعال بندگان ستمکار یا دارای مراتب پایین‌تر را بر دیگر بندگان برگزیند و برتری دهد.
    سؤال دوم این است که این بندگان برگزیده که اعمالشان به اذن خداست چگونه قرآن را به ارث برده‌اند؟ مگر غیر از این است که قرآن به ما نیز رسیده است و ما نیز از آن بهره می‌بریم؟ اینجا مشخص می‌شود که این ارث بردن یک ارث بردن خاص است و این دسته مراتبی از قرآن را درک می‌کنند که دیگران هرگز آن مراتب را درک نمی‌کنند بلکه افراد این دسته، خودشان قرآن مبین هستند.2
    حال سؤال سوم این است که این افراد چه کسانی هستند؟ آیا سه خلیفۀ نخست یعنی ابوبکر، عمر و عثمان هستند؟ این‌ها که خودشان اذعان کرده‌اند که برترین مسلمانان نیستند3  و راهنمایشان نیز امام علی (علیه السلام) بوده است!4  آیا ابوحنیفه، مالک بن انس، محمد ادریس شافعی و احمد بن حنبل هستند؟ این‌ها نیز که ادعای برترین بودن نداشتند و در علوم دینی نیز استادشان امام جعفر صادق (علیه السلام) بوده است!5  خدای متعال در این آیه صراحتاً می‌فرماید اعمال آن بندگان برگزیده به اذن اوست و اعمالشان از همه بهتر است. این یعنی اینکه آن‌ها عصمت دارند اما اهل سنت و خوارج اساساً مقولۀ عصمت را نمی‌پذیرند! لذا طبق قرآن، حق با شیعیان است و حقیقت امر، انتصاب امام علی (علیه السلام) به عنوان سرپرست مسلمانان در غدیر خم6  است.

    پانویس‌ها:
    [1] در مورد ترجمۀ آیۀ مذکور باید دقت کرد که خدای متعال در این آیه، «همۀ بندگانش» را در سه دسته معرفی می‌کند زیرا از نظر قواعد زبان عربی قرآن که بسیار دقیق است و تساهل و تسامح در آن جایی ندارد؛ ضمیر «هُمْ» اگر قرینه‌ای نداشته باشد باید به آخرین اسم قبل از خود برگردد یعنی باید به «عِبَادِنَا» برگردد و ارجاعش به «اصْطَفَیْنَا» با ظاهر قرآن همخوانی ندارد و مردود است لذا اطلاق «بندگان برگزیده» به هر سه دسته از نظر قواعد زبان عربی قرآن، غلط است.
    [2] ﴿وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنْبَغِی لَهُ  إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِینٌ؛ و (ما) به او شعر نیاموختیم و شایستۀ او (هم) نیست. این (پیامبر، خود) جز یادواره و قرآنی روشنگر نیست.﴾ (یس، 69).
    [3] عبد الرزاق الصنعانی. مصنف عبد الرزاق، ج11، ص336، ح20701؛ ابن سعد. طبقات الکبری، ج3، ص212؛ محمد بن جریر طبری. تاریخ طبری، ج2، ص244؛ محمود زمخشری. تفسیر کشاف، ج2، ص180؛ ابن عساکر. تاریخ مدینة دمشق، ج30، ص303؛ جلال‌الدین سیوطی. تاریخ الخلفاء، ج13، ص100؛ احمد بن یحیی بلاذری. انساب الأشراف، ج1، ص254؛ ابن کثیر. البدایة و النهایة، ج6، ص301؛ ابن تیمیه حرانی. منهاج السنة النبویة، ج8، ص266.
    [4] ابوبکر در دو سال و سه ماه دوران خلافت خویش، 14 مورد به امام علی (علیه السلام) مراجعه داشته‏ است (نجم‌الدین الشریف العسکری. علی والخلفاء، صص 73_97)، عمر بن خطاب در 10 سال و پنج ماه دوران خلافتش، 85 مورد به حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مراجعه داشته است (همان، صص 99_333) و عثمان در 12 سال دوران خلافتش، 8 مورد به امام علی (علیه السلام) مراجعه داشته است (همان، صص 335_345).
    [5] مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج10، صص 208_246 و ج47، صص 220_240.
    [6] جالب اینجاست که اذعان به ولایت امام علی (علیه السلام) در کتب روایی اهل سنت نیز متواتراً آمده است: محمد الترمذی. سنن الترمذی، ج2، ص298؛ سندسی. شرح صحیح مسلم، ج6، ص236؛ وشتانی. شرح صحیح مسلم، ج6، ص236؛ احمد بن شعیب نسائی. سنن الکبری، ج5، ص209؛ ابن ماجد تبریزی. سنن المصطفی، ج1 صص 55_58؛ احمد بن حنبل. مسند احمد بن حنبل، چاپ مصر، ج1، صص 84_88، 118، 119، 152 و 331، ج4، صص 281، 368_370 و ج5، ص366؛ سیوطی، جلال‌الدین. تاریخ الخلفاء، لاهور: چاپ محمدی، صص 65_114؛ سعدالدین تفتازانی. شرح المقاصد، صص 288_289؛ الشریف الجرجانی. شرح المواقف، ج3، ص271؛ ابن حجر عسقلانی. فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج7، ص61؛ ابن حجر هتیمی. الصواعق المحرقة، صص 25، 26 و 39.

    والسلام علی من اتبع الهدی!

  • دانشجوی دکترای الهیات.
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    ******** *****
    باسلام وتشکر از شجاعت شمادر انتشارنظرم 
    حقیر در بازخوانی نظرم علی رغم تسلطم به آیات قرآنی متوجه شدم که مرتکب یک اشتباه کوچک سهوی شده ام که از شما می خواهم آنرا اصلاح نمایید
    نوشته ام:والسابقون السابقون اولئک المقربون فی جنّات النعیم ثلّة من الاولین وثلّة من الآخرین.
    که صحیح آن وقلیل من الآخرین است.ممنون
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اولاً اگر امکان اظهار نظرات مختلف نباشد، طبعاً حقیقت مشخص نخواهد شد و ادعای حقیقت‌طلبی باطل خواهد بود.
    ثانیاً از آنجا که امکان تغییر نظرات وجود ندارد (البته امکان حذف بخشی از نظر آن‌هم با ذکر حذف شدنش وجود دارد)، اصلاحیه شما، جداگانه منتشر شد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی